سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 536غزل شمارهٔ 536شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: مکردیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمکن سرگشته آن دل را که دستآموز غم کردیبه زیرِ پای هجرانش لگدکوبِ ستم کردی2نقل کریںقلم بر بیدلان گفتی نخواهم راند و هم راندیجفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی3نقل کریںبَدم گفتی و خرسندم عَفاکَ الله، نِکو گفتیسگم خواندی و خشنودم جَزاکَ الله، کَرَم کردی4نقل کریںچه لطف است این که فرمودی؟ مگر سَبْقُ اللِّسان بودت؟چه حرف است این که آوردی؟ مگر سَهْوُ الْقلم کردی؟5نقل کریںعنایت با من اولیتر که تأدیب جفا دیدمگلافشان بر سَر من کن که خارم در قَدم کردی6نقل کریںغنیمت دان اگر روزی به شادی در رسی اِی دلپس از چندین تحملها که زیر بارِ غم کردی7نقل کریںشب غمهای سعدی را مگر هنگام روز آمد؟که تاریک و ضعیفش چون چراغِ صبحدم کردی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممپرس از من که هیچم یاد کردیکه خود هیچم فرامش مینگردیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 535اگلی نظمچه باز در دلت آمد که مهر برکندیچه شد که یار قدیم از نظر بیفکندیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچه باز در دلت آمد که مهر برکندیچه شد که یار قدیم از نظر بیفکندیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 537