سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 201غزل شمارهٔ 201شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارنباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشد22نقل کریںآن بر سر گنجست که چون نقطه به کُنجیبنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد33نقل کریںای دوست برآور دَری از خلق به رویمتا هیچکسم واقف اسرار نباشد44نقل کریںمِی خواهم و معشوق و زمینی و زمانیکاو باشد و من باشم و اغیار نباشد55نقل کریںپندم مده اِی دوست که دیوانهٔ سرمستهرگز به سخن عاقل و هشیار نباشد66نقل کریںبا صاحب شمشیر مَبادت سر و کاریالّا به سرِ خویشتنت کار نباشد77نقل کریںسهل است به خون من اگر دست برآریجان دادنِ در پای تو دشوار نباشد88نقل کریںماهت نتوان خواند بدین صورت و گفتارمَه را لب و دندان شکربار نباشد99نقل کریںوان سرو که گویند به بالای تو باشدهرگز به چنین قامت و رفتار نباشد1010نقل کریںما توبه شکستیم که در مذهبِ عشاقصوفی نپسندند که خمار نباشد1111نقل کریںهر پای که در خانه فرو رفت به گنجیدیگر همه عمرش سر بازار نباشد1212نقل کریںعطار که در عین گلاب است عجب نیستگر وقت بهارش سر گلزار نباشد1313نقل کریںمردم همه دانند که در نامهٔ سعدیمُشکیست که در کلبهٔ عطار نباشد1414نقل کریںجان در سر کارِ تو کند سعدی و غم نیستکان یار نباشد که وفادار نباشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشدکه نه در تو باز ماند مگرش بصر نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200اگلی نظمجنگ از طرف دوست دلآزار نباشدیاری که تحمل نکند یار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبا کعبه پرستار ترا کار نباشدآیینه ما روی به دیوار نباشدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4396آن را که قبول تو خریدار نباشددر بیع گه هیچ دلش بار نباشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 171جنگ از طرف دوست دلآزار نباشدیاری که تحمل نکند یار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشدکه نه در تو باز ماند مگرش بصر نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 200
اگلی نظمجنگ از طرف دوست دلآزار نباشدیاری که تحمل نکند یار نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202
آن را که قبول تو خریدار نباشددر بیع گه هیچ دلش بار نباشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 171