سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 597غزل شمارهٔ 597شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: امیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبسیار سفر باید تا پخته شود خامیصوفی نشود صافی تا درنکشد جامی22نقل کریںگر پیر مناجات است ور رند خراباتیهر کس قلمی رفتهست بر وی به سرانجامی33نقل کریںفردا که خلایق را دیوان جزا باشدهر کس عملی دارد من گوش به انعامی44نقل کریںای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازمتو عشق گلی داری من عشق گل اندامی55نقل کریںسروی به لب جویی گویند چه خوش باشدآنان که ندیدستند سروی به لب بامی66نقل کریںروزی تن من بینی قربان سر کویشوین عید نمیباشد الا به هر ایامی77نقل کریںای در دل ریش من مهرت چو روان در تنآخر ز دعاگویی یاد آر به دشنامی88نقل کریںباشد که تو خود روزی از ما خبری پرسیور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی99نقل کریںگرچه شب مشتاقان تاریک بود امانومید نباید بود از روشنی بامی1010نقل کریںسعدی به لب دریا دردانه کجا یابیدر کام نهنگان رو گر میطلبی کامی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 596اگلی نظمتو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامیخون عشاق حلال است زهی شوخ حرامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 598◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای صوفیِ سرگردان، در بند نکونامیتا دُرد نیاشامی، زین دَرد نیارامیسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 56◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبفرهاد بشیریانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا تو جان عزیزی و یار محترمیبه هر چه حکم کنی بر وجود من حکمیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 596
اگلی نظمتو کدامی و چه نامی که چنین خوب خرامیخون عشاق حلال است زهی شوخ حرامیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 598