سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 622غزل شمارهٔ 622شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ازمیکنیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیچون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی2نقل کریںای که نیآزمودهای صورت حال بیدلانعشق حقیقت است اگر حمل مجاز میکنی3نقل کریںای که نصیحتم کنی «کز پی او دگر مرو»در نظر سبکتکین عیب ایاز میکنی4نقل کریںپیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم«قبلهٔ اهل دل منم، سهو، نماز میکنی»5نقل کریںدی به امید گفتمش «داعی دولت توام»گفت «دعا به خود بکن گر به نیاز میکنی»6نقل کریںگفتم «اگر لبت گزم، مِی خورم و شکر مزم»گفت «خوری اگر پزم، قصه دراز میکنی»7نقل کریںسعدیِ خویش خوانیم پس به جفا برانیمسفره اگر نمینهی در به چه باز میکنی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار میکنیطوطی خموش به، چو تو گفتار میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621اگلی نظمدیدار مینمایی و پرهیز میکنیبازار خویش و آتش ما تیز میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 623زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنینی به خدا که از دغل چشم فراز میکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2472زرگر آفتاب را بسته گاز میکنیکرته شام را ز مه نقش و طراز میکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2494آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبنازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسروْ ایستاده بِهْ، چو تو رفتار میکنیطوطی خموش به، چو تو گفتار میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621
اگلی نظمدیدار مینمایی و پرهیز میکنیبازار خویش و آتش ما تیز میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 623
چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنینی به خدا که از دغل چشم فراز میکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2472