رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2472غزل شمارهٔ 2472شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ازمیکنیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنینی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی2نقل کریںچشم ببستهای که تا خواب کنی حریف راچونک بخفت بر زرش دست دراز میکنی3نقل کریںسلسلهای گشادهای دام ابد نهادهایبند که سخت میکنی بند که باز میکنی4نقل کریںعاشق بیگناه را بهر ثواب میکشیبر سر گور کشتگان بانگ نماز میکنی5نقل کریںگه به مثال ساقیان عقل ز مغز میبریگه به مثال مطربان نغنغه ساز میکنی6نقل کریںطبل فراق میزنی نای عراق میزنیپرده بوسلیک را جفت حجاز میکنی7نقل کریںجان و دل فقیر را خسته دل اسیر رااز صدقات حسن خود گنج نیاز میکنی8نقل کریںپرده چرخ میدری جلوه ملک میکنیتاج شهان همیبری ملک ایاز میکنی9نقل کریںعشق منی و عشق را صورت شکل کی بوداینک به صورتی شدی این به مجاز میکنی10نقل کریںگنج ِ بِلانهایتی سکه کجاست گنج راصورت سکه گر کنی آن پی گاز میکنی11نقل کریںغرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چنددر کنف غنای او ناله آز میکنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471اگلی نظمآب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویبار تو ده شکسته را بارگه وفا تویرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2473زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیچون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 622زرگر آفتاب را بسته گاز میکنیکرته شام را ز مه نقش و طراز میکنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2494آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلی اسلامی مذهبسعید نامجوآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471
اگلی نظمآب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویبار تو ده شکسته را بارگه وفا تویرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2473
چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنیچون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 622