سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 5شمارهٔ 5شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزل/قصیده/قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم تو طلسم جاودانستیا فتنهٔ آخرالزمانست2نقل کریںتا چشم بدی به زیر بنهددیگر به کرشمه در نهانست3نقل کریںما را به کرشمه صید کردستچشمت که چو چشم آهوانست4نقل کریںبا لشکر غمزهٔ تو در شهر( ... ) الامانست5نقل کریںپیکان خدنگ غمزهٔ توشک نیست که زهر بیکمانست6نقل کریںاز لعل لب شکرفشانتیک بوسه به صد هزار جانست7نقل کریںارزان شده است بوسهٔ توارزان چه بود که رایگانست8نقل کریںهستم همه ساله دست بر سرچون پای فراق در میانست9نقل کریںگویند صبور باش سعدیاین کار به گفت دیگرانست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقیامتست سفر کردن از دیار حبیبمرا همیشه قضا را قیامتست نصیبسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 4اگلی نظمحالم از شرح غمت افسانه(ایست)چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 6زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآشفتن چشمهای مستتدود دل یار مهربانستسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 4 - پیداست که آخرالزمان است!آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقیامتست سفر کردن از دیار حبیبمرا همیشه قضا را قیامتست نصیبسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 4
اگلی نظمحالم از شرح غمت افسانه(ایست)چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 6