سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انهایستصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحالم از شرح غمت افسانه(ایست)چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)2نقل کریںهر کجا بدگوهری در عا(لمست)در کنار آنچنان دردانه(ایست)3نقل کریںبر امید زلف چون ز(نجیر تو)ای بسا عاقل که چون (دیوانهایست)4نقل کریںگفتم او را این چه زلفـ.........گفت هان فیالجمله در.........5نقل کریںاز لبش یک نکتهای.........وز خمش یک قطرهای (پیمانهایست)6نقل کریںبا فروغ آفتاب حسـ(ـن او)شمع گردون کمتر از (پروانهایست)7نقل کریںنازنینا رخ چه میپو(شی ز من)آخر این مسکین کم (از بیگانهایست)8نقل کریںاز بت آزر حکایتها کنـ(ـند)بت خود این است از.........9نقل کریںدل نه جای توست آخر چـ(ـون کنم)در جهانم خود همین (ویرانهایست)10نقل کریںاین نه دل خوانند کیـ.........این نه عشق است از.........◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشم تو طلسم جاودانستیا فتنهٔ آخرالزمانستسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 5اگلی نظمخستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایتای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 7آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایتای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 7