شاعر: سعدی
زمین
سحرگاهان که باد از سوی گل عنبرفشان آید
چو گل جامه درم کانم ز گل بوی نشان آید
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 422
گر از پیراهنت بویی به طرف گلستان آید
زند گل جامه بر خود چاک و بلبل در فغان آید
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 318
نه چندان است شوق من که از دل بر زبان آید
چسان دریای بی پایان به جوی ناودان آید؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3185
کجا از هر مقلد کار ارباب بیان آید؟
نیاید از ده انگشت آنچه تنها از زبان آید
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3186