صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 288

غزل شمارهٔ 288

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یرمیاید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
که برگذشت که بوی عبیر می‌آید؟
که می‌رود که چنین دل‌پذیر می‌آید؟
22
نشان یوسفِ گم‌کرده می‌دهد یعقوب
مگر ز مصر به کنعان بشیر می‌آید؟
33
ز دست رفتم و بی‌دیدگان نمی‌دانند
که زخم‌های نظر بر بصیر می‌آید
44
همی خرامد و عقلم به طبع می‌گوید
«نظر بدوز که آن بی‌نظیر می‌آید»
55
جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط
که خارهای مغیلان حریر می‌آید
66
نه آن چنان به تو مشغولم، ای بهشتی‌رو
که یاد خویشتنم در ضمیر می‌آید
77
ز دیدنت نتوانم که دیده دربندم
و گر مقابله بینم که تیر می‌آید
88
هزار جامهٔ معنی که من براندازم
به قامتی که تو داری قصیر می‌آید
99
به کشتن آمده بود آن که مدعی پنداشت
که رحمتی مگرش بر اسیر می‌آید
1010
رسید نالهٔ سعدی به هر که در آفاق
هم آتشی زده‌ای تا نفیر می‌آید
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید

و گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 287

اگلی نظم

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید

وان نه عاشق که ز معشوق به جان می‌آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یکی را از متَعَلّمان کمالِ بَهجتی بود و معلّم از آن جا که حسِّ بشریّت است با حُسنِ بَشَرهٔ او معاملتی داشت و وقتی که به خلوتش دریافتی، گفتی:

نه آن چنان به تو مشغولم ای بهشتی‌روی

سعدی»گلستان»باب پنجم در عشق و جوانی»حکایت شمارهٔ 5

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00