سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اریبودصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیاد دارم که روزگاری بودکه مرا پیش غمگساری بود22نقل کریںبا لب یار و در بر دلدارهر زمانیم کار و باری بود33نقل کریںجام عیش مرا نه دردی بودگل وصل مرا نه خاری بود44نقل کریںز اهوی شیرگیر روبهبازدل بیچاره را شکاری بود55نقل کریںگرد آب حیات بر خورشیداز خط او بنفشهزاری بود66نقل کریںهمه اسباب عیشم آمادهیارب آن خود چه روزگاری بود77نقل کریںگر جهان موجها زدی ز اغیارسعدیش بس گزیده یاری بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفت آن کم بر تو آبی بودیا سلام مرا جوابی بودسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 11اگلی نظمخسرو من چون به بارگاه برآیدنعره و فریاد از سپاه برآیدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 13 - خسرو من چون به بارگاه (برآید)◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخسرو من چون به بارگاه برآیدنعره و فریاد از سپاه برآیدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 13 - خسرو من چون به بارگاه (برآید)