سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ابیبودصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفت آن کم بر تو آبی بودیا سلام مرا جوابی بود2نقل کریںاز سر ناز وز سر خوبیهر دمی با منت عتابی بود3نقل کریںوعدههای خوشم همی دادیگویی آن وعدهها سرابی بود4نقل کریںروزگار وصال چون بگذشتگویی آن روزگار خوابی بود5نقل کریںبر کف من ز دست ساقی بزمهر نفس ساغر شرابی بود6نقل کریںخستهٔ ماندهام نمیپرسیکه مرا خستهٔ خرابی بود7نقل کریںحبذا آنکه از زکات لبتعاشقان تو را نصابی بود8نقل کریںسعدیا چون زمان وصل گذشت؟ای دریغا که چون سرابی بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبخت و دولت به برم زآب روان باز آمدوز سعادت به سرم سرو روان باز آمدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 10اگلی نظمیاد دارم که روزگاری بودکه مرا پیش غمگساری بودسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 12آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبخت و دولت به برم زآب روان باز آمدوز سعادت به سرم سرو روان باز آمدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 10