سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اریبودصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیاد دارم که روزگاری بودکه مرا پیش غمگساری بود2نقل کریںبا لب یار و در بر دلدارهر زمانیم کار و باری بود3نقل کریںجام عیش مرا نه دردی بودگل وصل مرا نه خاری بود4نقل کریںز اهوی شیرگیر روبهبازدل بیچاره را شکاری بود5نقل کریںگرد آب حیات بر خورشیداز خط او بنفشهزاری بود6نقل کریںهمه اسباب عیشم آمادهیارب آن خود چه روزگاری بود7نقل کریںگر جهان موجها زدی ز اغیارسعدیش بس گزیده یاری بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفت آن کم بر تو آبی بودیا سلام مرا جوابی بودسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 11اگلی نظمخسرو من چون به بارگاه برآیدنعره و فریاد از سپاه برآیدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 13 - خسرو من چون به بارگاه (برآید)آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمخسرو من چون به بارگاه برآیدنعره و فریاد از سپاه برآیدسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 13 - خسرو من چون به بارگاه (برآید)