سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 102رباعی شمارهٔ 102شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ولمصنف: رباعیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن رفته که بود دل بدو مشغولموافکنده به شمشیر جفا مقتولم2نقل کریںبازآمد و آن رونق پارینش نیستخط خویشتن آورد که من معزولم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دوست که دیدنش بیاراید چشمبیدیدنش از گریه نیاساید چشمسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 101اگلی نظممیندیش که سست عهد و بدپیمانموز دوستیت فرار گیرد جانمسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 103آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن دوست که دیدنش بیاراید چشمبیدیدنش از گریه نیاساید چشمسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 101
اگلی نظممیندیش که سست عهد و بدپیمانموز دوستیت فرار گیرد جانمسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 103