سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242غزل شمارهٔ 242شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارمیکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرو بلند بین که چه رفتار میکندوآن ماه محتشم که چه گفتار میکند2نقل کریںآن چشم مست بین که به شوخی و دلبریقصد هلاک مردم هشیار میکند3نقل کریںدیوانه میکند دل صاحبتمیز راهر گه که التفات پریوار میکند4نقل کریںما روی کرده از همه عالم به روی اووآن سستعهد روی به دیوار میکند5نقل کریںعاقل خبر ندارد از اندوه عاشقانخفتهست و عیب مردم بیدار میکند6نقل کریںمن طاقت شکیب ندارم ز روی خوبصوفی به عجز خویشتن اقرار میکند7نقل کریںبیچاره از مطالعه روی نیکوانصد بار توبه کرد و دگربار میکند8نقل کریںسعدی نگفتمت که خم زلف شاهداندربند او مشو که گرفتار میکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیل بین کآن سروبالا میکندسرو بین کآهنگ صحرا میکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241اگلی نظمزلف او بر رخ چو جولان میکندمشک را در شهر ارزان میکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشوخی نگر که آن بت عیار میکنددل را به بند زلف گرفتار میکندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 882مخمور را نگاه تو سرشار میکندبدمست را عتاب تو هشیار میکندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4183از دور باش کی حذر اغیار میکندگلچین کجا ملاحظه از خار میکندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4184آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
شوخی نگر که آن بت عیار میکنددل را به بند زلف گرفتار میکندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 882