سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128غزل شمارهٔ 128شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نگینیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیست2نقل کریںدهانش ار چه نبینی مگر به وقت سخنچو نیک درنگری چون دلم به تنگی نیست3نقل کریںبه تیغ غمزهٔ خونخوار لشکری بزنیبزن که با تو در او هیچ مرد جنگی نیست4نقل کریںقوی به چنگ من افتاده بود دامن وصلولی دریغ که دولت به تیزچنگی نیست5نقل کریںدوم به لطف ندارد عجب که چون سعدیغلام سعد ابوبکر سعد زنگی نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل نماندهست که گوی خم چوگان تو نیستخصم را پای گریز از سر میدان تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127اگلی نظمخسرو آنست که در صحبت او شیرینیستدر بهشت است که همخوابه حورالعینیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل نماندهست که گوی خم چوگان تو نیستخصم را پای گریز از سر میدان تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127
اگلی نظمخسرو آنست که در صحبت او شیرینیستدر بهشت است که همخوابه حورالعینیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 129