سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127غزل شمارهٔ 127شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انتونیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل نماندهست که گوی خم چوگان تو نیستخصم را پای گریز از سر میدان تو نیست22نقل کریںتا سر زلف پریشان تو در جمع آمدهیچ مجموع ندانم که پریشان تو نیست33نقل کریںدر تو حیرانم و اوصاف معانی که تو راستو اندر آن کس که بصر دارد و حیران تو نیست44نقل کریںآن چه عیبست که در صورت زیبای تو هستوان چه سحرست که در غمزهٔ فتان تو نیست55نقل کریںآب حیوان نتوان گفت که در عالم هستگر چنانست که در چاه زنخدان تو نیست66نقل کریںاز خدا آمدهای آیت رحمت بر خلقوان کدام آیت لطفست که در شأن تو نیست77نقل کریںگر تو را هست شکیب از من و امکان فراغبه وصالت که مرا طاقت هجران تو نیست88نقل کریںتو کجا نالی از این خار که در پای منستیا چه غم داری از این درد که بر جان تو نیست99نقل کریںدردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست1010نقل کریںآخر ای کعبهٔ مقصود کجا افتادی؟که خود از هیچ طرف حد بیابان تو نیست1111نقل کریںگر برانی چه کند بنده که فرمان نبردور بخوانی عجب از غایت احسان تو نیست1212نقل کریںسعدی از بند تو هرگز به درآید؟ هیهات!بلکه حیفست بر آنکس که به زندان تو نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126اگلی نظمچو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبالیاس بهرامیپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126
اگلی نظمچو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128