سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آنبخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آنشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر مردِ عشقی کمِ خویش گیرو گرنه رهِ عافیت پیش گیر22نقل کریںمترس از محبت که خاکت کندکه باقی شوی گر هلاکت کند33نقل کریںنروید نبات از حبوبِ درستمگر حال بر وی بگردد نخست44نقل کریںتو را با حق آن آشنایی دهدکه از دستِ خویشت رهایی دهد55نقل کریںکه تا با خودی در خودت راه نیستوز این نکته جز بیخود آگاه نیست66نقل کریںنه مطرب که آواز پای ستورسماع است اگر عشق داری و شور77نقل کریںمگس پیشِ شوریدهدل پر نزدکه او چون مگس دست بر سر نزد88نقل کریںنه بم داند آشفتهسامان نه زیربه آوازِ مرغی بنالد فقیر99نقل کریںسُراینده خود مینگردد خموشولیکن نه هر وقت باز است گوش1010نقل کریںچو شوریدگان مِیپرستی کنندبه آوازِ دولاب مستی کنند1111نقل کریںبه چرخ اندر آیند دولابوارچو دولاب بر خود بِگِریند زار1212نقل کریںبه تسلیم سر در گریبان برندچو طاقت نماند گریبان درند1313نقل کریںمکن عیبِ درویشِ مدهوشِ مستکه غرق است از آن میزند پا و دست1414نقل کریںنگویم سماع ای برادر که چیستمگر مستمع را بدانم که کیست1515نقل کریںگر از برج معنی پرد طیرِ اوفرشته فرو ماند از سیرِ او1616نقل کریںوگر مرد لهو است و بازی و لاغقویتر شود دیوش اندر دِماغ1717نقل کریںچو مردِ سماع است شهوتپرستبه آوازِ خوش خفته خیزد، نه مست1818نقل کریںپریشان شود گل به بادِ سحرنه هیزم که نَشکافدش جز تبر1919نقل کریںجهان پر سماع است و مستی و شورولیکن چه بیند در آیینه کور؟2020نقل کریںنبینی شتر بر نوای عربکه چونش به رقص اندر آرد طرب؟2121نقل کریںشتر را چو شورِ طرب در سَر استاگر آدمی را نباشد خر است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و میبرد خواری بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 21 - حکایت صاحب نظر پارسااگلی نظمشکر لب جوانی نی آموختیکه دلها در آتش چو نی سوختیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 23 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و میبرد خواری بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 21 - حکایت صاحب نظر پارسا
اگلی نظمشکر لب جوانی نی آموختیکه دلها در آتش چو نی سوختیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 23 - حکایت