سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 23 - حکایتبخش 23 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشکر لب جوانی نی آموختیکه دلها در آتش چو نی سوختی2نقل کریںپدر بارها بانگ بر وی زدیبه تندی و آتش در آن نی زدی3نقل کریںشبی بر ادای پسر گوش کردسماعش پریشان و مدهوش کرد4نقل کریںهمی گفت و بر چهره افکنده خویکه آتش به من در زد این بار نی5نقل کریںندانی که شوریده حالان مستچرا بر فشانند در رقص دست؟6نقل کریںگشاید دری بر دل از وارداتفشاند سر دست بر کاینات7نقل کریںحلالش بود رقص بر یاد دوستکه هر آستینیش جانی در اوست8نقل کریںگرفتم که مردانهای در شنابرهنه توانی زدن دست و پا9نقل کریںبکن خرقه نام و ناموس و زرقکه عاجز بود مرد با جامه غرق10نقل کریںتعلق حجاب است و بی حاصلیچو پیوندها بگسلی واصلی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر مردِ عشقی کمِ خویش گیرو گرنه رهِ عافیت پیش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آناگلی نظمکسی گفت پروانه را کای حقیربرو دوستی در خور خویش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 24 - حکایت پروانه و صدق محبت اوآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر مردِ عشقی کمِ خویش گیرو گرنه رهِ عافیت پیش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آن
اگلی نظمکسی گفت پروانه را کای حقیربرو دوستی در خور خویش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 24 - حکایت پروانه و صدق محبت او