سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 21 - حکایت صاحب نظر پارسابخش 21 - حکایت صاحب نظر پارساشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و میبرد خواری بسی2نقل کریںپس از هوشمندی و فرزانگیبه دف بر زدندش به دیوانگی3نقل کریںز دشمن جفا بردی از بهر دوستکه تریاک اکبر بود زهر دوست4نقل کریںقفا خوردی از دست یاران خویشچو مسمار پیشانی آورده پیش5نقل کریںخیالش چنان بر سر آشوب کردکه بام دماغش لگدکوب کرد6نقل کریںنبودش ز تشنیع یاران خبرکه غرقه ندارد ز باران خبر7نقل کریںکرا پای خاطر بر آمد به سنگنیندیشد از شیشهٔ نام و ننگ8نقل کریںشبی دیو خود را پریچهره ساختدر آغوش آن مرد و بر وی بتاخت9نقل کریںسحرگه مجال نمازش نبودز یاران کس آگه ز رازش نبود10نقل کریںبه آبی فرو رفت نزدیک بامبر او بسته سرما دری از رخام11نقل کریںنصیحتگری لومش آغاز کردکه خود را بکشتی در این آب سرد12نقل کریںز برنای منصف بر آمد خروشکه ای یار چند از ملامت؟ خموش13نقل کریںمرا پنج روز این پسر دل فریفتز مهرش چنانم که نتوان شکیفت14نقل کریںنپرسید باری به خلق خوشمببین تا چه بارش به جان میکشم15نقل کریںپس آن را که شخصم ز خاک آفریدبه قدرت در او جان پاک آفرید16نقل کریںعجب داری ار بار امرش برمکه دایم به احسان و فضلش درم؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمثنا گفت بر سعد زنگی کسیکه بر تربتش باد رحمت بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 20 - حکایتاگلی نظماگر مردِ عشقی کمِ خویش گیرو گرنه رهِ عافیت پیش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آنآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمثنا گفت بر سعد زنگی کسیکه بر تربتش باد رحمت بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 20 - حکایت
اگلی نظماگر مردِ عشقی کمِ خویش گیرو گرنه رهِ عافیت پیش گیرسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 22 - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آن