سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 17 - حکایتبخش 17 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںقضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آب22نقل کریںمرا یک درم بود برداشتندبه کشتی و درویش بگذاشتند33نقل کریںسیاهان براندند کشتی چو دودکه آن ناخدا نا خدا ترس بود44نقل کریںمرا گریه آمد ز تیمار جفتبر آن گریه قهقه بخندید و گفت55نقل کریںمخور غم برای من ای پر خردمرا آن کس آرد که کشتی برد66نقل کریںبگسترد سجاده بر روی آبخیال است پنداشتم یا به خواب77نقل کریںز مدهوشیم دیده آن شب نخفتنگه بامدادان به من کرد و گفت88نقل کریںتو لنگی به چوب آمدی من به پایتو را کشتی آورد و ما را خدای99نقل کریںچرا اهل معنی بدین نگروندکه ابدال در آب و آتش روند؟1010نقل کریںنه طفلی کز آتش ندارد خبرنگه داردش مادر مهرور؟1111نقل کریںپس آنان که در وجد مستغرقندشب و روز در عین حفظ حقند1212نقل کریںنگه دارد از تاب آتش خلیلچو تابوت موسی ز غرقاب نیل1313نقل کریںچو کودک به دست شناور برستنترسد وگر دجله پهناورست1414نقل کریںتو بر روی دریا قدم چون زنیچو مردان که بر خشک تردامنی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی خرده بر شاه غزنین گرفتکه حسنی ندارد ایاز ای شگفتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 16 - حکایت سلطان محمود و سیرت ایازاگلی نظمره عقل جز پیچ بر پیچ نیستبر عارفان جز خدا هیچ نیستسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی خرده بر شاه غزنین گرفتکه حسنی ندارد ایاز ای شگفتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 16 - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز
اگلی نظمره عقل جز پیچ بر پیچ نیستبر عارفان جز خدا هیچ نیستسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری