سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باریبخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باریشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںره عقل جز پیچ بر پیچ نیستبر عارفان جز خدا هیچ نیست2نقل کریںتوان گفتن این با حقایق شناسولی خرده گیرند اهل قیاس3نقل کریںکه پس آسمان و زمین چیستند؟بنی آدم و دام و دد کیستند؟4نقل کریںپسندیده پرسیدی ای هوشمندبگویم گر آید جوابت پسند5نقل کریںکه هامون و دریا و کوه و فلکپری و آدمیزاد و دیو و ملک6نقل کریںهمه هرچه هستند از آن کمترندکه با هستیش نام هستی برند7نقل کریںعظیم است پیش تو دریا به موجبلند است خورشید تابان به اوج8نقل کریںولی اهل صورت کجا پی برندکه ارباب معنی به ملکی درند9نقل کریںکه گر آفتاب است یک ذره نیستوگر هفت دریاست یک قطره نیست10نقل کریںچو سلطان عزت علم بر کشدجهان سر به جیب عدم در کشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آبسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 17 - حکایتاگلی نظمرئیس دهی با پسر در رهیگذشتند بر قلب شاهنشهیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آبسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 17 - حکایت
اگلی نظمرئیس دهی با پسر در رهیگذشتند بر قلب شاهنشهیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطان