سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 16 - حکایت سلطان محمود و سیرت ایازبخش 16 - حکایت سلطان محمود و سیرت ایازشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی خرده بر شاه غزنین گرفتکه حسنی ندارد ایاز ای شگفت2نقل کریںگلی را که نه رنگ باشد نه بویغریب است سودای بلبل بر اوی!3نقل کریںبه محمود گفت این حکایت کسیبپیچید از اندیشه بر خود بسی4نقل کریںکه عشق من ای خواجه بر خوی اوستنه بر قد و بالای نیکوی اوست5نقل کریںشنیدم که در تنگنایی شتربیفتاد و بشکست صندوق در6نقل کریںبه یغما ملک آستین برفشاندوز آنجا به تعجیل مرکب براند7نقل کریںسواران پی در و مرجان شدندز سلطان به یغما پریشان شدند8نقل کریںنماند از وشاقان گردن فرازکسی در قفای ملک جز ایاز9نقل کریںنگه کرد کای دلبر پیچ پیچز یغما چه آوردهای؟ گفت هیچ10نقل کریںمن اندر قفای تو میتاختمز خدمت به نعمت نپرداختم11نقل کریںگرت قربتی هست در بارگاهبه خلعت مشو غافل از پادشاه12نقل کریںخلاف طریقت بود کاولیاتمنا کنند از خدا جز خدا13نقل کریںگر از دوست چشمت بر احسان اوستتو در بند خویشی نه در بند دوست14نقل کریںتو را تا دهن باشد از حرص بازنیاید به گوش دل از غیب راز15نقل کریںحقیقت سرایی است آراستههوی و هوس گرد برخاسته16نقل کریںنبینی که جایی که برخاست گردنبیند نظر گرچه بیناست مرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه مجنون کسی گفت کای نیک پیچه بودت که دیگر نیایی به حی؟سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 15 - حکایت مجنون و صدق محبت اواگلی نظمقضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آبسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 17 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه مجنون کسی گفت کای نیک پیچه بودت که دیگر نیایی به حی؟سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 15 - حکایت مجنون و صدق محبت او
اگلی نظمقضا را من و پیری از فاریابرسیدیم در خاک مغرب به آبسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 17 - حکایت