سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 8 - حکایتبخش 8 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی را ز مردان روشن ضمیرامیر ختن داد طاقی حریر2نقل کریںز شادی چو گلبرگ خندان شکفتنپوشید و دستش ببوسید و گفت:3نقل کریںچه خوب است تشریف میر ختنوز او خوب تر خرقهٔ خویشتن4نقل کریںگر آزادهای بر زمین خسب و بسمکن بهر قالی زمین بوس کس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی نیشکر داشت بر طَبقَریچپ و راست گردیده بر مشتریسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 7 - حکایت در عزت قناعتاگلی نظمیکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشتسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 9 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی نیشکر داشت بر طَبقَریچپ و راست گردیده بر مشتریسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 7 - حکایت در عزت قناعت
اگلی نظمیکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشتسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 9 - حکایت