سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 7 - حکایت در عزت قناعتبخش 7 - حکایت در عزت قناعتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی نیشکر داشت بر طَبقَریچپ و راست گردیده بر مشتری22نقل کریںبه صاحبدلی گفت در کنج دهکه بستان و چون دست یابی بده33نقل کریںبگفت آن خردمند زیبا سرشتجوابی که بر دیده باید نبشت44نقل کریںتو را صبر بر من نباشد مگرولیکن مرا باشد از نیشکر55نقل کریںحلاوت ندارد شکر در نیَشچو باشد تقاضای تلخ از پیش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرجسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 6 - حکایتاگلی نظمیکی را ز مردان روشن ضمیرامیر ختن داد طاقی حریرسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 8 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرجسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 6 - حکایت