سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 9 - حکایتبخش 9 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشت2نقل کریںپراکندهای گفتش ای خاکساربرو طبخی از خوان یغما بیار3نقل کریںبخواه و مدار از کس ای خواجه باککه مقطوع روزی بود شرمناک4نقل کریںقبا بست و چابک نوردید دستقبایش دریدند و دستش شکست5نقل کریںشنیدم که میگفت و خون میگریستکه ای نفس، خودکرده را چاره چیست؟6نقل کریںبلا جوی باشد گرفتار آزمن و خانه منبعد و نان و پیاز7نقل کریںجوینی که از سعی بازو خورمبه از میده بر خوان اهل کرم8نقل کریںچه دلتنگ خفت آن فرومایه دوشکه بر سفرهٔ دیگران داشت گوش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی را ز مردان روشن ضمیرامیر ختن داد طاقی حریرسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 8 - حکایتاگلی نظمیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایت