صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب چهارم در تواضع
  4. »بخش 8 - حکایت

بخش 8 - حکایت

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
شکر خنده‌ای انگبین می‌فروخت
که دلها ز شیرینیش می‌بسوخت
22
نباتی میان بسته چون نیشکر
بر او مشتری از مگس بیشتر
33
گر او زهر برداشتی فی‌المثل
بخوردندی از دست او چون عسل
44
گرانی نظر کرد در کار او
حسد برد بر گرم بازار او
55
دگر روز شد گرد گیتی دوان
عسل بر سر و سرکه بر ابروان
66
بسی گشت فریادخوان پیش و پس
که ننشست بر انگبینش مگس
77
شبانگه چو نقدش نیامد به دست
به دلتنگ رویی به کنجی نشست
88
چو عاصی ترش کرده روی از وعید
چو ابروی زندانیان روز عید
99
زنی گفت بازی کنان شوی را
عسل تلخ باشد ترش روی را
1010
به دوزخ برد مرد را خوی زشت
که اخلاق نیک آمده‌ست از بهشت
1111
برو آب گرم از لب جوی خور
نه جلاب سرد ترش روی خور
1212
حرامت بود نان آن کس چشید
که چون سفره ابرو به هم در کشید
1313
مکن خواجه بر خویشتن کار سخت
که بدخوی باشد نگون‌سار بخت
1414
گرفتم که سیم و زرت چیز نیست
چو سعدی زبان خوشت نیز نیست؟
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی پادشه‌زاده در گنجه بود

که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود

سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 7 - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه

اگلی نظم

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست

گریبان گرفتش یکی رند مست

سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 9 - حکایت در معنی تواضع نیکمردان

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00