سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 9 - حکایت در معنی تواضع نیکمردانبخش 9 - حکایت در معنی تواضع نیکمردانشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که فرزانهای حق پرستگریبان گرفتش یکی رند مست2نقل کریںاز آن تیره دل مرد صافی درونقفا خورد و سر بر نکرد از سکون3نقل کریںیکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟تحمل دریغ است از این بی تمیز4نقل کریںشنید این سخن مرد پاکیزه خویبدو گفت از این نوع با من مگوی5نقل کریںدرَد مستِ نادان ، گریبان مرد،که با شیر جنگی سگالد نبرد؟6نقل کریںز هشیار عاقل نزیبد که دستزند در گریبان نادان مست7نقل کریںهنرور چنین زندگانی کندجفا بیند و مهربانی کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکر خندهای انگبین میفروختکه دلها ز شیرینیش میبسوختسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 8 - حکایتاگلی نظمسگی پای صحرانشینی گزیدبه خشمی که زهرش ز دندان چکیدسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 10 - حکایت در معنی عزت نفس مردانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکر خندهای انگبین میفروختکه دلها ز شیرینیش میبسوختسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 8 - حکایت
اگلی نظمسگی پای صحرانشینی گزیدبه خشمی که زهرش ز دندان چکیدسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 10 - حکایت در معنی عزت نفس مردان