سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 8 - حکایتبخش 8 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشکر خندهای انگبین میفروختکه دلها ز شیرینیش میبسوخت2نقل کریںنباتی میان بسته چون نیشکربر او مشتری از مگس بیشتر3نقل کریںگر او زهر برداشتی فیالمثلبخوردندی از دست او چون عسل4نقل کریںگرانی نظر کرد در کار اوحسد برد بر گرم بازار او5نقل کریںدگر روز شد گرد گیتی دوانعسل بر سر و سرکه بر ابروان6نقل کریںبسی گشت فریادخوان پیش و پسکه ننشست بر انگبینش مگس7نقل کریںشبانگه چو نقدش نیامد به دستبه دلتنگ رویی به کنجی نشست8نقل کریںچو عاصی ترش کرده روی از وعیدچو ابروی زندانیان روز عید9نقل کریںزنی گفت بازی کنان شوی راعسل تلخ باشد ترش روی را10نقل کریںبه دوزخ برد مرد را خوی زشتکه اخلاق نیک آمدهست از بهشت11نقل کریںبرو آب گرم از لب جوی خورنه جلاب سرد ترش روی خور12نقل کریںحرامت بود نان آن کس چشیدکه چون سفره ابرو به هم در کشید13نقل کریںمکن خواجه بر خویشتن کار سختکه بدخوی باشد نگونسار بخت14نقل کریںگرفتم که سیم و زرت چیز نیستچو سعدی زبان خوشت نیز نیست؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی پادشهزاده در گنجه بودکه دور از تو ناپاک و سرپنجه بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 7 - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجهاگلی نظمشنیدم که فرزانهای حق پرستگریبان گرفتش یکی رند مستسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 9 - حکایت در معنی تواضع نیکمردانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی پادشهزاده در گنجه بودکه دور از تو ناپاک و سرپنجه بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 7 - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه
اگلی نظمشنیدم که فرزانهای حق پرستگریبان گرفتش یکی رند مستسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 9 - حکایت در معنی تواضع نیکمردان