سعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 28 - گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلقبخش 28 - گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلقشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاگر در جهان از جهان رستهای است،در از خلقْ بر خویشتن بستهای است22نقل کریںکس از دست جور زبانها نرستاگر خودنمای است و گر حقپرست33نقل کریںاگر بر پری چون ملک به آسمانز دامن در آویزدت بدگمان44نقل کریںبه کوشش توان دجله را پیش بستنشاید زبان بداندیش بست55نقل کریںفراهم نشینند تَردامنانکه این زهدِ خشک است و آن دامِ نان66نقل کریںتو روی از پرستیدن حق مپیچبِهِل تا نگیرند خَلقَت به هیچ77نقل کریںچو راضی شد از بنده یزدان پاکگر اینها نگردند راضی چه باک؟88نقل کریںبد اندیشِ خلق از حق آگاه نیستز غوغای خلقش به حق راه نیست99نقل کریںاز آن ره به جایی نیاوردهاندکه اول قدمْ پیْ غلط کردهاند1010نقل کریںدو کس بر حدیثی گمارند گوشاز این تا بِدان، ز اهرمن تا سروش1111نقل کریںیکی پند گیرد دگر ناپسندنپردازد از حرفگیری به پند1212نقل کریںفرو مانده در کنج تاریک جایچه دریابد از جام گیتی نمای؟1313نقل کریںمپندار اگر شیر و گر روبهیکز اینان به مردی و حیلت رهی1414نقل کریںاگر کنج خلوت گزیند کسیکه پروای صحبت ندارد بسی1515نقل کریںمذمت کنندش که زرق است و ریوز مردم چنان می گریزد که دیو1616نقل کریںوگر خنده روی است و آمیزگارعفیفش ندانند و پرهیزگار1717نقل کریںغنی را به غیبت بکاوند پوستکه فرعون اگر هست در عالم اوست1818نقل کریںوگر بینوایی بگرید به سوزنگون بخت خوانندش و تیرهروز1919نقل کریںوگر کامرانی در آید ز پایغنیمت شمارند و فضل خدای2020نقل کریںکه تا چند از این جاه و گردن کشی؟خوشی را بود در قفا ناخوشی2121نقل کریںو گر تنگدستی تنک مایهایسعادت بلندش کند پایهای2222نقل کریںبخایندش از کینه دندان به زهرکه دونپرور است این فرومایه دهر2323نقل کریںچو بینند کاری به دستت در استحریصت شمارند و دنیاپرست2424نقل کریںوگر دست همت بداری ز کارگدا پیشه خوانندت و پختهخوار2525نقل کریںاگر ناطقی، طبل پر یاوهایوگر خامشی، نقش گرماوهای2626نقل کریںتحملکنان را نخوانند مردکه بیچاره از بیم سر برنکرد2727نقل کریںوگر در سرش هول و مردانگی استگریزند از او کاین چه دیوانگی است؟!2828نقل کریںتعنت کنندش گر اندک خوری استکه مالش مگر روزی دیگری است2929نقل کریںوگر نغز و پاکیزه باشد خورششکم بنده خوانند و تن پرورش3030نقل کریںوگر بیتکلف زید مالدارکه زینت بر اهل تمیز است عار3131نقل کریںزبان در نهندش به ایذا چو تیغکه بدبخت زر دارد از خود دریغ3232نقل کریںو گر کاخ و ایوان منقش کندتن خویش را کسوتی خوش کند3333نقل کریںبه جان آید از طعنه بر وی زنانکه خود را بیاراست همچون زنان3434نقل کریںاگر پارسایی سیاحت نکردسفر کردگانش نخوانند مرد3535نقل کریںکه نارفته بیرون ز آغوش زنکدامش هنر باشد و رای و فن؟3636نقل کریںجهاندیده را هم بِدَرَّند پوستکه سرگشتهٔ بختبرگشته اوست3737نقل کریںگرش حَظ از اقبال بودی و بهرزمانه نراندی ز شهرش به شهر3838نقل کریںعزب را نکوهش کند خردهبینکه میرنجد از خفت و خیزش زمین3939نقل کریںوگر زن کند گوید از دست دلبه گردن در افتاد چون خر به گِل4040نقل کریںنه از جور مردم رهد زشت روینه شاهد ز نامردم زشتگوی4141نقل کریںغلامی به مصر اندرم بنده بودکه چشم از حیا در بر افکنده بود4242نقل کریںکسی گفت: «هیچ این پسر عقل و هوشندارد، بمالش به تعلیم گوش»4343نقل کریںشبی بر زدم بانگ بر وی درشتهم او گفت: «مسکین به جورش بکشت!»4444نقل کریںگرت برکند خشم روزی ز جایسراسیمه خوانندت و تیره رای4545نقل کریںوگر بردباری کنی از کسیبگویند غیرت ندارد بسی4646نقل کریںسخی را به اندرز گویند: «بس!که فردا دو دستت بود پیش و پس»4747نقل کریںوگر قانع و خویشتندار گشتبه تشنیع خلقی گرفتار گشت4848نقل کریںکه همچون پدر خواهد این سفله مُردکه نعمت رها کرد و حسرت ببرد4949نقل کریںکه یارد به کنج سلامت نِشَست؟که پیغمبر از خبث ایشان نرست5050نقل کریںخدا را که مانند و انباز و جفتندارد، شنیدی که تَرسا چه گفت؟5151نقل کریںرهایی نیابد کس از دست کسگرفتار را چاره صبر است و بس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی صورتی دید صاحب جمالبگردیدش از شورشِ عشقْ حالسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 27 - حکایت درویش صاحبنظر و بقراط حکیماگلی نظمجوانی هنرمند فرزانه بودکه در وعظْ چالاک و مردانه بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 29 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی صورتی دید صاحب جمالبگردیدش از شورشِ عشقْ حالسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 27 - حکایت درویش صاحبنظر و بقراط حکیم
اگلی نظمجوانی هنرمند فرزانه بودکه در وعظْ چالاک و مردانه بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 29 - حکایت