سعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 29 - حکایتبخش 29 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجوانی هنرمند فرزانه بودکه در وعظْ چالاک و مردانه بود2نقل کریںنکونام و صاحبدل و حق پرستخطِ عارضش خوشتر از خطِّ دست3نقل کریںقوی در بلاغات و در نحوْ چُستولی حرف ابجد نگفتی درست4نقل کریںیکی را بگفتم ز صاحبدلانکه دندان پیشین ندارد فلان5نقل کریںبرآمد ز سودای من سرخ رویکز این جنس بیهوده دیگر مگوی6نقل کریںتو در وی همان عیب دیدی که هستز چندان هنر، چشم عقلت ببست؟7نقل کریںیقین بشنو از من که روز یقیننبینند بد، مردم نیک بین8نقل کریںیکی را که فضل است و فرهنگ و رایگرش پایِ عصمت بخیزد ز جای9نقل کریںبه یک خرده مَپْسند بر وی جفابزرگان چه گفتند؟ خُذ ما صفا10نقل کریںبُوَد خار و گُل با هم ای هوشمندچه در بند خاری؟ تو گلْ دسته بند11نقل کریںکه را زشت خویی بُوَد در سِرِشتنبیند ز طاووسْ جز پایِ زشت12نقل کریںصفایی به دست آور ای خیره رویکه ننماید آیینهٔ تیره، روی13نقل کریںطریقی طلب کز عُقوبت رهینه حرفی که انگشت بر وی نهی14نقل کریںمَنِه عیب خلق ای خردمند، پیشکه چشمت فرو دوزد از عیب خویش15نقل کریںچرا دامنْ آلوده را حد زنمچو در خود شناسم که تَر دامنم؟16نقل کریںنشاید که بر کس درشتی کنیچو خود را به تأویل پشتی کنی17نقل کریںچو بد ناپسند آیدت خود مکُنپس آنگه به همسایه گو بد مکُن18نقل کریںمن ار حقْ شناسم وگر خود نمایبرون با تو دارم، درون با خدای19نقل کریںچو ظاهر به عفّت بیاراستمتَصرُّف مکُن در کژ و راستم20نقل کریںاگر سیرتم خوب و گر مُنکَر استخدایم به سِرّ، از تو داناتر است21نقل کریںتو خاموش اگر من بِهَم یا بَدمکه حَمّال سود و زیان خودم22نقل کریںکسی را به کردار بد کن عذابکه چشم از تو دارد به نیکی ثواب23نقل کریںنکو کاری از مردم نیکْ راییکی را به دَه مینویسد خدای24نقل کریںتو نیز ای عجب هر که را یک هنرببینی، ز دَه عیبش اندر گذر25نقل کریںنه یک عیبِ او را بر انگشت پیچجهانی فضیلت بر آور به هیچ26نقل کریںچو دشمن که در شعر سعدی، نگاهبه نفرت کند ز اندرونِ تباه27نقل کریںندارد به صد نکتهٔ نَغْزْ، گوشچو زَحفی ببیند بر آرد خروش28نقل کریںجز این علّتش نیست کان بد پسندحسد دیدهٔ نیکْ بینش بکَند29نقل کریںنه مَر خلق را صُنعِ باری سِرِشت؟سیاه و سپید آمد و خوب و زشت30نقل کریںنه هر چشم و ابرو که بینی نکوستبخور پستهْ مغز و بینداز پوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر در جهان از جهان رستهای است،در از خلقْ بر خویشتن بستهای استسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 28 - گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلقآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر در جهان از جهان رستهای است،در از خلقْ بر خویشتن بستهای استسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 28 - گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلق