سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 20 - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردیبخش 20 - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںندانم که گفت این حکایت به منکه بودهست فرماندهی در یمن22نقل کریںز نامآوران گوی دولت ربودکه در گنجبخشی نظیرش نبود33نقل کریںتوان گفت او را سحاب کرمکه دستش چو باران فشاندی درم44نقل کریںکسی نام حاتم نبردی برشکه سودا نرفتی از او بر سرش55نقل کریںکه چند از مقالات آن بادسنجکه نه ملک دارد نه فرمان نه گنج66نقل کریںشنیدم که جشنی ملوکانه ساختچو چنگ اندر آن بزم، خلقی نواخت77نقل کریںدرِ ذکر حاتم کسی باز کرددگر کس ثنا گفتن آغاز کرد88نقل کریںحسد مرد را بر سر کینه داشتیکی را به خون خوردنش بر گماشت99نقل کریںکه تا هست حاتم در ایام مننخواهد به نیکی شدن نام من1010نقل کریںبلا جوی راه بنی طی گرفتبه کشتن جوانمرد را پی گرفت1111نقل کریںجوانی به ره پیشباز آمدشکز او بوی انسی فراز آمدش1212نقل کریںنکوروی و دانا و شیرینزبانبر خویش برد آن شبش میهمان1313نقل کریںکرم کرد و غم خورد و پوزش نمودبداندیش را دل به نیکی ربود1414نقل کریںنهادش سحَر بوسه بر دست و پایکه نزدیک ما چند روزی بپای1515نقل کریںبگفتا نیارم شد اینجا مقیمکه در پیش دارم مهمی عظیم1616نقل کریںبگفت ار نهی با من اندر میانچو یاران یکدل بکوشم به جان1717نقل کریںبه من دار گفت، ای جوانمرد، گوشکه دانم جوانمرد را پردهپوش1818نقل کریںدر این بوم حاتم شناسی مگرکه فرخندهرای است و نیکوسیَر؟1919نقل کریںسرش پادشاه یمن خواستهستندانم چه کین در میان خاستهست!2020نقل کریںگرَم ره نمایی بدانجا که اوستهمین چشم دارم ز لطف تو دوست2121نقل کریںبخندید برنا که حاتم منمسر اینک جدا کن به تیغ از تنم2222نقل کریںنباید که چون صبح گردد سفیدگزندت رسد یا شوی ناامید2323نقل کریںچو حاتم به آزادگی سر نهادجوان را برآمد خروش از نهاد2424نقل کریںبه خاک اندر افتاد و بر پای جستگهش خاک بوسید و گه پای و دست2525نقل کریںبینداخت شمشیر و ترکِش نهادچو بیچارگان دست بر کش نهاد2626نقل کریںکه من گر گلی بر وجودت زنمبه نزدیک مردان نه مردم، زنم2727نقل کریںدو چشمش ببوسید و در بر گرفتوز آنجا طریق یمن بر گرفت2828نقل کریںملک در میان دو ابروی مردبدانست حالی که کاری نکرد2929نقل کریںبگفتا بیا تا چه داری خبرچرا سر نبستی به فتراک بر؟3030نقل کریںمگر بر تو نامآوری حمله کردنیاوردی از ضعف تاب نبرد؟3131نقل کریںجوانمرد شاطر زمین بوسهدادملک را ثنا گفت و تمکین نهاد3232نقل کریںکه دریافتم حاتم نامجویهنرمند و خوشمنظر و خوبروی3333نقل کریںجوانمرد و صاحبخرد دیدمشبه مردانگی فوق خود دیدمش3434نقل کریںمرا بار لطفش دو تا کرد پشتبه شمشیر احسان و فضلم بکشت3535نقل کریںبگفت آنچه دید از کرمهای ویشهنشه ثنا گفت بر آل طی3636نقل کریںفرستاده را داد مهری درمکه مهر است بر نام حاتم کرم3737نقل کریںمر او را سزد گر گواهی دهندکه معنی و آوازهاش همرهند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم در ایام حاتم که بودبه خیل اندرش بادپایی چو دودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 19 - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی اواگلی نظمشنیدم که طی در زمان رسولنکردند منشورِ ایمان، قبولسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریمحمد ابراهیم باقریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم در ایام حاتم که بودبه خیل اندرش بادپایی چو دودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 19 - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی او
اگلی نظمشنیدم که طی در زمان رسولنکردند منشورِ ایمان، قبولسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)