سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)شاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که طی در زمان رسولنکردند منشورِ ایمان، قبول2نقل کریںفرستاد لشکر، بشیرِ نذیرگرفتند از ایشان گروهی اسیر3نقل کریںبفرمود کشتن به شمشیرِ کینکه ناپاک بودند و ناپاک دین4نقل کریںزنی گفت من دختر حاتممبخواهید از این نامور حاکمم5نقل کریںکرم کن به جای من ای محترمکه مولای من بود از اهل کرم6نقل کریںبه فرمان پیغمبر نیکرایگشادند زنجیرش از دست و پای7نقل کریںدر آن قوم باقی نهادند تیغکه رانند سیلابِ خون، بیدریغ8نقل کریںبه زاری به شمشیرزن گفت زنمرا نیز با جمله، گردن بزن9نقل کریںمروّت نبینم رهایی ز بندبه تنها و یارانم اندر کمند10نقل کریںهمیگفت و گریان بر احوال طیبه سمع رسول آمد آوازِ وی11نقل کریںببخشود آن قوم و دیگر عطاکه هرگز نکرد اصل و گوهر خطا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمندانم که گفت این حکایت به منکه بودهست فرماندهی در یمنسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 20 - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردیاگلی نظمز بنگاه حاتم یکی پیرمردطلب ده درم سنگ فانید کردسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 22 - حکایت حاتم طائیآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمندانم که گفت این حکایت به منکه بودهست فرماندهی در یمنسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 20 - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردی
اگلی نظمز بنگاه حاتم یکی پیرمردطلب ده درم سنگ فانید کردسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 22 - حکایت حاتم طائی