سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 22 - حکایت حاتم طائیبخش 22 - حکایت حاتم طائیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز بنگاه حاتم یکی پیرمردطلب ده درم سنگ فانید کرد2نقل کریںز راوی چنان یاد دارم خبرکه پیشش فرستاد تَنگی شکر3نقل کریںزن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟همان ده درم حاجت پیر بود4نقل کریںشنید این سخن نامبردار طیبخندید و گفت ای دلارام حی5نقل کریںگر او در خور حاجت خویش خواستجوانمردی آل حاتم کجاست؟6نقل کریںچو حاتم به آزادمردی دگرز دوران گیتی نیامد مگر7نقل کریںابوبکر سعد آن که دست نوالنهد همّتش بر دهان سؤال8نقل کریںرعیتپناها! دلت شاد باد!به سعیات مسلمانی آباد باد!9نقل کریںسرافرازد این خاک فرخنده بومز عدلت بر اقلیم یونان و روم10نقل کریںچو حاتم، اگر نیستی کام وینبردی کس اندر جهان نام طی11نقل کریںثنا ماند از آن نامور در کتابتو را هم ثنا ماند و هم ثواب12نقل کریںکه حاتم بدان نام و آوازه خواستتو را سعی و جهد از برای خداست13نقل کریںتکلّف بر مرد درویش نیستوصیت همین یک سخن بیش نیست14نقل کریںکه چندان که جهدت بود خیر کنز تو خیر ماند، ز سعدی سخن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که طی در زمان رسولنکردند منشورِ ایمان، قبولسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)اگلی نظمیکی را خری در گل افتاده بودز سوداش خون در دل افتاده بودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 23 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که طی در زمان رسولنکردند منشورِ ایمان، قبولسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 21 - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)
اگلی نظمیکی را خری در گل افتاده بودز سوداش خون در دل افتاده بودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 23 - حکایت