سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 12 - مثلبخش 12 - مثلشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشتر بچه با مادر خویش گفت:«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»2نقل کریںبگفت «ار به دست من استی مهارندیدی کسم بارکش در قطار»3نقل کریںقضا کشتی آنجا که خواهد بَرَدوگر ناخدا جامه بر تن درد4نقل کریںمکن سعدیا دیده بر دست کسکه بخشنده پروردگار است و بس5نقل کریںاگر حق پرستی ز درها بَسَتکه گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت6نقل کریںگر او تاجدارت کند سر بر آروگر نه سرِ ناامیدی بخار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه خوش گفت شاگرد منسوج بافچو عنقا بر آورد و پیل و زرافسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 11 - حکایتاگلی نظمعبادت به اخلاص نیت نکوستوگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 13 - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آنآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه خوش گفت شاگرد منسوج بافچو عنقا بر آورد و پیل و زرافسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 11 - حکایت
اگلی نظمعبادت به اخلاص نیت نکوستوگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 13 - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن