سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 11 - حکایتبخش 11 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه خوش گفت شاگرد منسوج بافچو عنقا بر آورد و پیل و زراف2نقل کریںمرا صورتی بر نیاید ز دستکه نقشش معلم ز بالا نبست3نقل کریںگرت صورت حال بد یا نکوستنگارندهٔ دست تقدیر، اوست4نقل کریںدر این، نوعی از شرک پوشیده هستکه زیدم بیازرد و عمروم بخست5نقل کریںگرت دیده بخشد خداوند امرنبینی دگر صورت زید و عمرو6نقل کریںنپندارم ار بنده دم در کشدخدایش به روزی قلم در کشد7نقل کریںجهانآفرینت گشایش دهادکه گر وی ببندد، که داند گشاد؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنین گفت پیش زغن کرکسیکه نبود ز من دوربینتر کسیسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 10 - حکایت کرکس با زغناگلی نظمشتر بچه با مادر خویش گفت:«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 12 - مثلآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنین گفت پیش زغن کرکسیکه نبود ز من دوربینتر کسیسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 10 - حکایت کرکس با زغن
اگلی نظمشتر بچه با مادر خویش گفت:«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 12 - مثل