سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایتبخش 10 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بود22نقل کریںدوان شد به مهمانسرای امیرغلامان سلطان زدندش به تیر33نقل کریںچکان خونش از استخوان، میدویدهمی گفت و از هول جان میدوید44نقل کریںاگر جستم از دست این تیرزنمن و موش و ویرانهٔ پیرزن55نقل کریںنیرزد عسل، جان من، زخم نیشقناعت نکوتر به دوشاب خویش66نقل کریںخداوند از آن بنده خرسند نیستکه راضی به قِسم خداوند نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشتسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 9 - حکایتاگلی نظمیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی نانخورش جز پیازی نداشتچو دیگر کسان برگ و سازی نداشتسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 9 - حکایت
اگلی نظمیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت