سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همتبخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بود2نقل کریںکه من نان و برگ از کجا آرمش؟مروت نباشد که بگذارمش3نقل کریںچو بیچاره گفت این سخن، نزد جفتنگر تا زن او را چه مردانه گفت:4نقل کریںمخور هول ابلیس تا جان دهدهمان کس که دندان دهد نان دهد5نقل کریںتواناست آخر خداوند روزکه روزی رساند، تو چندین مسوز6نقل کریںنگارندهٔ کودک اندر شکمنویسنده عمر و روزی است هم7نقل کریںخداوندگاری که عبدی خریدبدارد، فکیف آن که عبد آفرید8نقل کریںتو را نیست این تکیه بر کردگارکه مملوک را بر خداوندگار9نقل کریںشنیدی که در روزگار قدیمشدی سنگ در دست ابدال سیم10نقل کریںنپنداری این قول معقول نیستچو قانع شدی سیم و سنگت یکی است11نقل کریںچو طفل اندرون دارد از حرص پاکچه مشتی زرش پیش همت چه خاک12نقل کریںخبر ده به درویش سلطانپرستکه سلطان ز درویش مسکینترست13نقل کریںگدا را کند یک درم سیم سیرفریدون به ملک عجم نیم سیر14نقل کریںنگهبانی ملک و دولت بلاستگدا پادشاه است و نامش گداست15نقل کریںگدایی که بر خاطرش بند نیستبه از پادشاهی که خرسند نیست16نقل کریںبخسبند خوش روستایی و جفتبه ذوقی که سلطان در ایوان نخفت17نقل کریںاگر پادشاه است و گر پینهدوزچو خفتند گردد شب هر دو روز18نقل کریںچو سیلابِ خواب آمد و مرد بردچه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد19نقل کریںچو بینی توانگر سر از کبر مستبرو شکر یزدان کن ای تنگدست20نقل کریںنداری بحمدالله آن دسترسکه برخیزد از دستت آزار کس◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایتاگلی نظمشنیدم که صاحبدلی نیکمردیکی خانه بر قامت خویش کردسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 12 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی گربه در خانهٔ زال بودکه برگشته ایام و بدحال بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایت