سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 12 - حکایتبخش 12 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که صاحبدلی نیکمردیکی خانه بر قامت خویش کرد2نقل کریںکسی گفت میدانمت دسترسکز این خانه بهتر کنی، گفت بس3نقل کریںچه میخواهم از طارم افراشتن؟همینم بس از بهر بگذاشتن4نقل کریںمکن خانه بر راه سیل، ای غلامکه کس را نگشت این عمارت تمام5نقل کریںنه از معرفت باشد و عقل و رایکه بر ره کند کاروانی سرای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همتاگلی نظمیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوهسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 13 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت
اگلی نظمیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوهسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 13 - حکایت