رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 961غزل شمارهٔ 961شاعر: رومیوزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: ایینداردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجهان را بدیدم وفایی نداردجهان در جهان آشنایی ندارد22نقل کریںدر این قرص زرین بالا تو منگرکه در اندرون بوریایی ندارد33نقل کریںبس ابله شتابان شده سوی دامشچو کوری که در کف عصایی ندارد44نقل کریںبر او گشته ترسان بر او گشته لرزانزهی علتی کان دوایی ندارد55نقل کریںنموده جمالی ولی زیر چادرعجوزی قبیحی لقایی ندارد66نقل کریںکسی سر نهد بر فسونش که چون مارز عقل و ز دین دست و پایی ندارد77نقل کریںکسی جان دهد در رهش کز شقاوتز جانان ره جان فزایی ندارد88نقل کریںچه مردار مسی که مرد او ز مسیکه پنداشت کو کیمیایی ندارد99نقل کریںبرای خیالی شده چون خیالیبجز درد و رنج و عنایی ندارد1010نقل کریںچرا جان نکارد به درگاه معشوقعجب عشق خود اصطفایی ندارد1111نقل کریںچه شاهان که از عشق صد ملک بردندکه آن سلطنت منتهایی ندارد1212نقل کریںچه تقصیر کردست این عشق با توکه منکر شدی کو عطایی ندارد1313نقل کریںبه یک دردسر زو تو پا را کشیدیچه ره دیدهای کان بلایی ندارد1414نقل کریںخمش کن نثارست بر عاشقانشگهرها که هر یک بهایی ندارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه حارسان نکوروی من خطاب کنیدکه چشم بد را از یوسفان به خواب کنیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 960اگلی نظمسحر این دل من ز سودا چه میشداز آن برق رخسار و سیما چه میشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 962◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچرا با دل من صفایی ندارداگر درد امشب بلایی نداردصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4508◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه حارسان نکوروی من خطاب کنیدکه چشم بد را از یوسفان به خواب کنیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 960
اگلی نظمسحر این دل من ز سودا چه میشداز آن برق رخسار و سیما چه میشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 962