رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1196رباعی شمارهٔ 1196شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انهشدمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا شمع تو افروخت پروانه شدمبا صبر ز دیدن تو بیگانه شدم2نقل کریںدر روی تو بیقرار شد مردم چشمیعنی که پری دیدم و دیوانه شدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا زلف ترا به جان و دل بنده شدیمچون زلف بس جمع و پراکنده شدیمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1195اگلی نظمتا ظن نبری که از تو بگریختهامیا با دگری جز تو درآمیختهامرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1197ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا زلف ترا به جان و دل بنده شدیمچون زلف بس جمع و پراکنده شدیمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1195
اگلی نظمتا ظن نبری که از تو بگریختهامیا با دگری جز تو درآمیختهامرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1197