رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1894غزل شمارهٔ 1894شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ورانصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر زانک ملولی ز من ای فتنه حوراناین سلسله بگذار و کسی را بمشوران2نقل کریںدر کوچه کوران تو یکی روز گذشتیافتاد دو صد خارش در دیده کوران3نقل کریںدر خواب نمودی تو شبی قامت خود رابر سرو بیفزود ز تو قد قصوران4نقل کریںای آنک تو را جنبش این عشق نبودهستحیران شده بر جای تو چون تازه حضوران5نقل کریںاز لحن عرابی چو شتر بادیه کوبدزین لحن چه بیگانهای ای کم ز ستوران6نقل کریںعشقا تو سلیمان و سماع است سپاهترفتند به سوراخ خود از بیم تو موران7نقل کریںشمس الحق تبریز چو خورشید برآیدزیرا که ز خورشید بود جامه عوران◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصد گوش نوم باز شد از راز شنودنبی بوددهنده نتوان زادن و بودنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1893اگلی نظمبفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1895آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصد گوش نوم باز شد از راز شنودنبی بوددهنده نتوان زادن و بودنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1893
اگلی نظمبفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1895