رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2036غزل شمارهٔ 2036شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ردنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںامروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردنآورد بار دیگر یک یک ببسته گردن22نقل کریںرو رو تو در گلستان بنگر به گل پرستانیک لحظه سجده کردن یک لحظه باده خوردن33نقل کریںنگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی موچون صوفیان جان را این است سر ستردن44نقل کریںدندان تو چو شد سست بر جاش دیگری رستمیدانک همچنین است بر مرد جان سپردن55نقل کریںای خصم شمس تبریز ای دزد راه و منکرمیباش در شکنجه از خویش و درفشردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن خوب را طلب کن اندر میان حورانمشنو کسی که گوید آن فتنه را مشورانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2035اگلی نظمچون جان تو میستانی چون شکر است مردنبا تو ز جان شیرین شیرینتر است مردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن خوب را طلب کن اندر میان حورانمشنو کسی که گوید آن فتنه را مشورانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2035
اگلی نظمچون جان تو میستانی چون شکر است مردنبا تو ز جان شیرین شیرینتر است مردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037