رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037غزل شمارهٔ 2037شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: راستمردنصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون جان تو میستانی چون شکر است مردنبا تو ز جان شیرین شیرینتر است مردن2نقل کریںبردار این طبق را زیرا خلیل حق راباغ است و آب حیوان گر آذر است مردن3نقل کریںاین سر نشان مردن و آن سر نشان زادنزان سر کسی نمیرد نی زین سر است مردن4نقل کریںبگذار جسم و جان شو رقصان بدان جهان شومگریز اگر چه حالی شور و شر است مردن5نقل کریںوالله به ذات پاکش نه چرخ گشت خاکشبا قند وصل همچون حلواگر است مردن6نقل کریںاز جان چرا گریزیم جان است جان سپردنوز کان چرا گریزیم کان زر است مردن7نقل کریںچون زین قفس برستی در گلشن است مسکنچون این صدف شکستی چون گوهر است مردن8نقل کریںچون حق تو را بخواند سوی خودت کشاندچون جنت است رفتن چون کوثر است مردن9نقل کریںمرگ آینهست و حسنت در آینه درآمدآیینه بربگوید خوش منظر است مردن10نقل کریںگر مؤمنی و شیرین هم مؤمن است مرگتور کافری و تلخی هم کافر است مردن11نقل کریںگر یوسفی و خوبی آیینهات چنان استور نی در آن نمایش هم مضطر است مردن12نقل کریںخامش که خوش زبانی چون خضر جاودانیکز آب زندگانی کور و کر است مردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردنآورد بار دیگر یک یک ببسته گردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2036اگلی نظماز زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنای سرفراز مردی مردانه بر سرش زنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2038آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیببهمن کلانتریهانیه سلیمیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردنآورد بار دیگر یک یک ببسته گردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2036
اگلی نظماز زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنای سرفراز مردی مردانه بر سرش زنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2038