رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 523غزل شمارهٔ 523شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: اعاشقنشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشدقهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد2نقل کریںچون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصرنقشی بدید آخر که او بر نقشها عاشق نشد3نقل کریںجانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشدآهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد4نقل کریںمن بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پریخانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد5نقل کریںای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتدای وای آن مسی که او بر کیمیا عاشق نشد6نقل کریںبسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجلهم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماه دیدم شد مرا سودای چرخآن مهی نی کو بود بالای چرخرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 522اگلی نظمبی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 524آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 524