رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2238غزل شمارهٔ 2238شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ارشرمتوصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای کرده چهره تو چو گلنار شرم توپرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو2نقل کریںگلشن ز رنگ روی تو صد رنگ ریختهستچون گل چرا دمید ز رخسار شرم تو3نقل کریںمن صد هزار خرقه ز سودا بدوختمکان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو4نقل کریںصافی شرم توست نهان در حجاب غیبدردی بریخت بر رخ گلزار شرم تو5نقل کریںآن دل که سنگ بود ز شرم تو آب ریختیا رب چه کرد در دل هشیار شرم تو6نقل کریںخون گشت نام کوه که نامش شدهست لعلچون درفتاد در که و کهسار شرم تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبویا کینه را نهفتن یا عفو و حسن خورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2237اگلی نظمرفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کوگفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2239آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبویا کینه را نهفتن یا عفو و حسن خورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2237
اگلی نظمرفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کوگفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2239