رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 55غزل شمارهٔ 55شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: تهاہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: نازنین بازیان و دیگرآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشب قدر است جسم تو کز او یابند دولتهامه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها2نقل کریںمگر تقویم یزدانی که طالعها در او باشدمگر دریای غفرانی کز او شویند زلتها3نقل کریںمگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرندو یا گنجینه رحمت کز او پوشند خلعتها4نقل کریںعجب تو بیت معموری که طوافانش املاکندعجب تو رق منشوری کز او نوشند شربتها5نقل کریںو یا آن روح بیچونی کز اینها جمله بیرونیکه در وی سرنگون آمد تأملها و فکرتها6نقل کریںولی برتافت بر چونها مشارقهای بیچونیبر آثار لطیف تو غلط گشتند الفتها7نقل کریںعجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چهاز او افتاده یعقوبان به دام و جاه ملتها8نقل کریںچو زلف خود رسن سازد ز چههاشان براندازدکشدشان در بر رحمت رهاندشان ز حیرتها9نقل کریںچو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابدخمش که بس شکسته شد عبارتها و عبرتها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنهادمی می نوش باده جان و یک لحظه شکر میخارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 54اگلی نظمعطارد مشتری باید، متاع آسمانی رامهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 56زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز سختیهای عالم قانعان را هست لذتهاهما را استخوان در لقمه باشد مغز نعمتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرتهاز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 464آڈیوصداکار منتخب کریںنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنهادمی می نوش باده جان و یک لحظه شکر میخارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 54
اگلی نظمعطارد مشتری باید، متاع آسمانی رامهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 56
ز سختیهای عالم قانعان را هست لذتهاهما را استخوان در لقمه باشد مغز نعمتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 463
زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرتهاز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 464