رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2306غزل شمارهٔ 2306شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ارهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچارهتا مرد نظر باشی نی مردم نظاره2نقل کریںای عاشق الاهو ز استاره بگیر این خوخورشید چو درتابد فانی شود استاره3نقل کریںآنها که قوی دستند دست تو چرا بستندزیرا تو کنون طفلی وین عالم گهواره4نقل کریںچون در سخنها سفت و الارض مهادا گفتای میخ زمین گشته وز شهر دل آواره5نقل کریںای بنده شیر تن هستی تو اسیر تندندان خرد بنما نعمت خور همواره6نقل کریںتا طفل بود سلطان دایه کندش زندانتا شیر خورد ز ایشان نبود شه میخواره7نقل کریںاز سنگ سبو ترسد اما چو شود چشمههر لحظه سبو آید تازان به سوی خاره8نقل کریںگوید که اگر زین پس او بشکندم شادمجان داد مرا آبش یک باره و صد باره9نقل کریںگر در ره او مردم هم زنده بدو گردمخود پاره دهم او را تا او کندم پاره◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکی باشد من با تو باده به گرو خوردهتو برده و من مانده من خرقه گرو کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2305اگلی نظمبربند دهان از نان کآمد شکر روزهدیدی هنر خوردن بنگر هنر روزهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2307زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمستی ده و هستی ده ای غمزه خمارهتو دلبر و استادی ما عاشق و این کارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2318آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکی باشد من با تو باده به گرو خوردهتو برده و من مانده من خرقه گرو کردهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2305
اگلی نظمبربند دهان از نان کآمد شکر روزهدیدی هنر خوردن بنگر هنر روزهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2307
مستی ده و هستی ده ای غمزه خمارهتو دلبر و استادی ما عاشق و این کارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2318