رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1229رباعی شمارهٔ 1229شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدلدار چو دید خسته و غمگینمآمد خندان نشست بر بالینم2نقل کریںخارید سرم گفت که ای مسکینمدل میندهد ره که چنینت بینم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدشنامم ده که مست دشنام تواممست سقط خوش خوش آشام توامرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1228اگلی نظمدل زار وثاق سینه آواره کنمبر سنگ زنم سبوی خود پاره کنمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1230زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگل گفت که در خاک چرا ننشینمچون از زر خود دست تهی میبینمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 45ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدشنامم ده که مست دشنام تواممست سقط خوش خوش آشام توامرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1228
اگلی نظمدل زار وثاق سینه آواره کنمبر سنگ زنم سبوی خود پاره کنمرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1230
گل گفت که در خاک چرا ننشینمچون از زر خود دست تهی میبینمعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 45