رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1987غزل شمارهٔ 1987شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: دکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کنچو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن2نقل کریںمنگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریاننه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن3نقل کریںنظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کننظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن4نقل کریںشکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروششچو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن5نقل کریںنه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشدتو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن6نقل کریںشکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزدحسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن7نقل کریںبه بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شوجهت قران ماهش چو منجمان رصد کن8نقل کریںچو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزهپس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن9نقل کریںبه سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشینکه کسی خورت نبیند طرب از می احد کن10نقل کریںچو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستیخورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن11نقل کریںز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرمسبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1986اگلی نظمچه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانکه شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1988آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1986
اگلی نظمچه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانکه شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1988