رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2143غزل شمارهٔ 2143شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: ارومروصنف: غزلصداکاران: عندلیب، فتانه صانعیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںروشنی خانه تویی خانه بمگذار و مروعشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو2نقل کریںعشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنوجان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو3نقل کریںدشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکنحیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو4نقل کریںهیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنماآنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو5نقل کریںهمچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مدهوسوسهها را بزن آتش تو به یک بار و مرو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از اوروی ترش سازم از او بانگ و فغان آرم از اورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142اگلی نظمکار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کوگر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2144آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبفتانه صانعیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از اوروی ترش سازم از او بانگ و فغان آرم از اورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142
اگلی نظمکار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کوگر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2144